به گزارش خبرگزاری اف نیوز، روزنامه وطن در روز جاری نوشت: پس از شهادت با این حالم حکیم حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی خامنهای قدس الله نفسه الزکیه، مساله انتقام و خونخواهی معظمله به یکی از مهمترین میدانهای نبرد اظهار کرداری در فضای رسانهای ایران بدل شده است. این موضوع ذیل چند اظهار کردار و اپیستمه متفاوت در حال صورتبندی است و هر یک از این اظهار کردارها، مخاطب را به نحوی متفاوت با پدیده خونخواهی مواجه میکند.
شناخت این اظهار کردارها در فهم صحنه سیاست ایران در شرایط حاضر دارای اهمیت است. این یادداشت میکوشد 4 اظهار کردار موجود در مورد انتقام را معرفی و اظهار کردار برتر را تبیین کند و ملاحظاتی را که باید در تولید محتوای رسانهای پیرامون خونخواهی مورد توجه قرار گیرد، برشمارد. در فضای عمومی، دستکم 4 اظهار کردار متفاوت در مورد معنای انتقام و خونخواهی با این حالم شهید قابل شناسایی است که هر یک، تعریف متفاوتی از انتقام، پیامد اظهار کرداری متفاوت و نقطهضعف خاص خود را دارد.
نخستین اظهار کردار: انتقام به مثابه امر شخصی
این اظهار کردار تأکید میکند خون یک فرد بر گردن فرزندان یا پیروان او است. این اظهار کردار هر چند ریشه در باوری عرفی دارد با این حال اثر جانبی خطرناکی نیز به همراه میآورد و آن اینکه خونخواه را، حتی بیآنکه بهصراحت اظهار کرده شود، متهم به کینهتوزی میکند. این اظهار کردار بیش از همه در میان اصلاحطلبان بیان میشود. برخی چهرههای این جریان مانند فیاض زاهد، شهادت رهبر انقلاب در میانه جنگ 2 سرزمین را به مناقشه حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای و ترامپ تقلیل میدهند. این خوانش تقلیلگرایانه دلایلی دارد که محل دقت این یادداشت نیست.
اظهار کردار دوم: انتقام به مثابه امر قدسی
این اظهار کردار، خونخواهی را تکلیفی الهی که مستند به روایات دینی است میداند. این اظهار کردار در لایه مذهبی جامعه، بهویژه در میان بزرگترین و مصرترین بخش جامعه یعنی قشر باورمند به ارزشهای اسلامی، از پذیرش بالایی برخوردار است. با این حال، مخالفان این اظهار کردار با طرح دوگانه «باورمندی در برابر خردمندی»، آن را به مثابه اظهار کرداری صرفا ایمانی و نه عقلانی معرفی میکنند تا چنین جلوه دهند که 2 پادشاه مصلحت و باور در یک اقلیم نگنجند، لذا به نفع خرد و مصالح، باید باور و ارزش را فعلا به حالت تعلیق درآورد.
اظهار کردار سوم: انتقام به مثابه امر اجتماعی
این اظهار کردار که بهندرت شنیده میشود، انتقام را امری اجتماعی معرفی میکند؛ ریخته شدن خون با این حالم شهید در این نگاه، منجر به انسجام اجتماعی شد و انتقام در حفظ این اتحاد و انسجام شکل گرفته است.
اظهار کردار چهارم: انتقام به مثابه امر سیاسی
مهمترین و کارآمدترین اظهار کردار، آن است که انتقام را امری سیاسی بخوانیم. در این چارچوب، آنچه در ترور با این حالم شهید رخ داد، منازعهای شخصی میان 2 فرد نبود و نیست، اساسا ماجرا منازعه بر سر 2 دولت، 2 پیش رو، 2 شکل از سیاست و 2 سرنوشت برای جامعه ایران است. با این حالم شهید، هم رئیس رسمی و هم رئیس اسمی حکومت ایران بودند و حفاظت از توسعه، امنیت و استقلال جامعه ایرانی را نمایندگی میکردند. شهادت ایشان، نقطه عطف تلاش برای از بین بردن استقلال، توسعه و امنیت جامعه ایرانی بود. بر این اساس، خونخواهی ورای یک واکنش احساسی است. از این منظر، خونخواهی امکانی برای بازسازی معادله بازدارندگی و تضمین امنیت ملی ایرانیان است.
در این خوانش، انتقام، نقشه راه عبور از ورطه جنگ است، نه دعوت به جنگجویی. هدف خونخواهی، تحمیل هزینهای چنان سنگین به دشمن است که در پیش رو هر بازیگری پیش از اقدام علیه امنیت و زیرساختهای ایران، به آن بیندیشد، به گونهای که مسؤولان و نخبگان سرزمینهای متخاصم، حاضر به قبول ریسک درگیری مستقیم با ایران نباشند. در تکمیل این اظهار کردار سیاسی، مفهوم «واقعگرایی» نیز اهمیت مییابد. واقعگرایی 2 گونه دارد. نوع نخست، واقعگرایی انفعالی است که صرفا واقعیت موجود قدرت دشمن را میپذیرد.
نوع دوم، واقعگرایی فعال و تهاجمی است که به جای پذیرش صرف واقعیت، به دنبال آفرینش واقعیتی تازه است؛ واقعیتی که در آن، سیاست انتقام، ایران را به سرزمینی «پردردسر» برای متجاوزان بدل میکند. اگر این اظهار کردار سیاسی برای انتقام، سویههای الهیاتی بگیرد و مفهوم قصاص در اسلام که هم حق است و هم حیات، در همین بستر سیاسی تشریح کرده شود، آنگاه میتوان اظهار کردار قدسی و اظهار کردار سیاسی را با یکدیگر ترکیب کرد و به اظهار کرداری با حمایت عمومی گستردهتر دست یافت. صیانت از کیان اسلام در این ترکیب، اساسا امری سیاسی و ضامن امنیت ملی تلقی میشود. پس انتقام امر سیاسی و قدسی است که اگر در دستور کار قرار گیرد، میتواند به یک افق گشوده برای پیش رو ایران و ایرانی تبدیل شود.
ملاحظات در مورد تبیین خونخواهی به مثابه امر سیاسی و قدسی
برای شکل دادن به یک اظهار کردار ترکیبی موثر در مورد خونخواهی، 6 ملاحظه باید مورد توجه قرار گیرد تا ابعاد پیچیده خونخواهی و چرایی لزوم آن برای افکار عمومی روشن شود. اولین موردی که باید تبیین کرد، معنای خون مطهر با این حالم شهید است. خون با این حالم شهید، خون یک تمدن، خون یک مسیر پیشرفت، خون امنیتی تضمینشده و خون آگاهی تاریخی ایرانی بود. این معناسازی باید با واقعیت و درک عمومی جامعه هماهنگ باشد تا شهروندان دریابند چه چیزی را از دست دادهاند و برای بازستاندن چه چیزی خونخواهی میکنند.
دومین مورد مهم، پرهیز از دوگانههای راهزن در خونخواهی است. خونخواهی را نباید در دوگانه جنگ و صلح یا دوگانه مذاکره و مبارزه محبوس کرد. خونخواهی انتخاب میان امنیت داشتن و امنیت نداشتن است، نه انتخاب میان جنگ و صلح. خونخواهی تلاشی است در جستوجوی پیشرفت. مورد دیگر در خونخواهی این است که در تبیین این مهم، باید ماهیت جنگ سوم تحمیلی نیز تبیین شود. این جنگ، جنگی وجودی و حملهای به هستی ایران بود، نه مناقشه شخصی خامنهای عزیز شهید با ترامپ جنایتکار. این جنگ علیه امنیت ایران است، نه مداخله بشردوستانه. معنا و ماهیت جنگ اگر درست تبیین نشود، خونخواهی نیز با چالش مواجه میشود.
چهارمین مورد که دارای اهمیت است، تبیین جایگاه رهبر و رهبری است. باید برای شهروندان روشن شود حمله به رهبر، حمله به رئیس سرزمین و در عین حال حمله به نماینده خرد و آگاهی ایرانیان بود. این حمله، حملهای به یک انباشت دانایی بود که فقدان آن، خسارتی بزرگ برای جامعه است. مورد پنجم توجه به تصویر قاتل در افکار عمومی است. در اظهار کردار خونخواهی، دشمن نباید صرفا به عنوان بازیگری دیوانه یا محق در نبرد نمایانده شود، بلکه باید تشریح کرد آمریکا خواستار فروپاشی ایران و پیگیر راهبرد زمین سوخته در ناحیه است؛ راهبردی که میخواهد زیرساختهای ایران و تمدن ایرانی را نابود کند؛ راهبردی که در 2 دهه پیشین مسیر توسعه ایران را مسدود کرده است. تصویر این قاتل خونخوار و جهانخوار باید بیپیرایه به جامعه نمایانده شود.
مورد ششم در تبیین اظهار کردار خونخواهی توجه به تبیین جایگاه جمهوری اسلامی است. در اظهار کردار سیاسی خونخواهی، ماجرا دیگر نزاعی شخصی نیست، ماجرا اساسا ماجرای خونخواهی یک حکومت برای تثبیت پیش رو و تضمین امنیت خویش است. باید توجه داشت جمهوری اسلامی ابزار دفاعی جامعه ایران از خود و افق پیش رو ایرانیان است و خونخواهی، تلاشی است برای تثبیت این ابزار و آن افق.
فرجام
در میان اظهار کردارهای چهارگانه موجود در مورد انتقام، اظهار کردار انتقام به مثابه امر سیاسی، بیشترین ظرفیت برای بسیج عمومی و مقبولیت اجتماعی را دارد، به شرط آنکه با اظهار کردار قدسی ترکیب شود و بخش باورمند و مصر جامعه را نیز با خود همراه کند. تولید محتوای رسانهای مؤثر در این حوزه مستلزم آن است 5 عنصر معنابخشی به خون، رهایی از دوگانههای راهزن، تبیین جایگاه رهبری، معناسازی برای دشمن و تبیین جایگاه جمهوری اسلامی، در کنار هم و به صورت منسجم روایت شود. قدرت رسانهای، حاصل همراه کردن اراده جمعی بیشتر با اراده خونخواهی است و این همراهی، تنها با اظهار کرداری منسجم، عقلانی و در عین حال دارای عمق معنوی، در سطح جامعه شکل خواهد گرفت.
دیدگاهتان را بنویسید