خبرگزاری اف نیوز، گروه استانها؛ جنگ تحمیلی علیه سرزمینمان علاوه بر ابعاد نظامی و امنیتی، عرصهای برای محک ظرفیتهای اجتماعی و شهروندانی سرزمین نیز بود؛ روزهایی که در بسیاری از مناطق، گروههای جهادی در کنار دستگاههای امدادی و خدماتی وارد میدان شدند تا بخشی از نیازهای شهروندان آسیبدیده را پاسخ دهند.
در این میان، گروههای جهادی شهرداری ناحیه ۳ تهران نیز در حوزههایی از امدادرسانی اولیه و پاکسازی محل حادثه تا کمک به خانوادههای آسیبدیده، خدمات روانی و مشاورهای و مشارکت در ترمیم منازل فعالیت کردند.
سیدمهدی حسینی، رابط جهادی شهرداری ناحیه ۳ تهران، در اظهار کردوگویی تفصیلی با خبرنگار اف نیوز با تشریح تجربه این گروهها از جنگ ۱۲ روزه، تصریح کرد: فعالیت جهادی را نباید صرفاً با کمکهای مالی و توزیع اقلام گره زد؛ چرا که بخش مهمی از این ظرفیت در حوزههای آموزشی، عمرانی، اجتماعی و زیرساختی قابل استفاده است.
در ادامه، متن این اظهار کردوگو را میخوانید:
* ابتدا در مورد ماهیت فعالیت گروههای جهادی توضیح دهید. آیا فعالیت این گروهها بیشتر در قالب کمکهای خیریه و مالی تعریف میشود؟
باید میان فعالیت جهادی و فعالیت خیریه تفکیک قائل شویم. گروههای جهادی اساساً با هدف ارائه خدمات زیرساختی و مسئلهمحور شکل گرفتهاند و فعالیت آنها صرفاً به توزیع کمکهای مالی یا کالا محدود نمیشود.
البته در مقاطعی مانند اجرای طرحهای کمک مؤمنانه، ممکن است بخشی از فعالیت گروههای جهادی به تأمین و توزیع اقلام مورد نیاز شهروندان اختصاص پیدا کند، با این حال این تنها بخشی از مأموریت آنهاست.
برای نمونه، ممکن است یک گروه جهادی در ناحیهای اقدام به آموزش دانشآموزان کند، در نقطهای دیگر در فعالیتهای عمرانی و سازندگی مشارکت داشته باشد یا برای حل یک مسئله اجتماعی وارد میدان شود. از این رو، اساس کار گروههای جهادی، خدمترسانی مستقیم، مسئلهمحور و مبتنی بر نیاز واقعی جامعه است.
* چه ظرفیتی برای جذب جوانان به گروههای جهادی وجود دارد؟
تجربه نشان داده است که جوانان به صورت طبیعی با فعالیتهای جهادی ارتباط برقرار میکنند و اگر بستر مناسبی برای حضور آنها فراهم شود، استقبال خوبی خواهند داشت.

در روز جاری برای فراخوان نیرو، ابزارهای مختلفی در اختیار داریم؛ از مساجد و محافل شهروندانی گرفته تا فضای مجازی و شبکههای اجتماعی. حتی یک فراخوان ساده در مسجد یا انتشار یک پوستر و مطلب در فضای مجازی میتواند موجب شود افراد علاقهمند گروه جهادی را پیدا کرده و به آن ملحق شوند.
در دوران جنگ نیز این ظرفیت به شکل جدی خود را نشان داد. بسیاری از شهروندان خودشان به دنبال این بودند که بدانند کجا میتوانند به کمک بروند و در چه بخشی نیاز به نیروی داوطلب وجود دارد.
ما نیز یک بانک اطلاعاتی از نیروهای جهادی داریم و اعضای جدید نیز عمدتاً از طریق معرفی افراد حاضر در مجموعه به این شبکه اضافه میشوند. به همین دلیل، دامنه فعالیت و تعداد نیروهای جهادی به مرور در حال گسترش است.
* گروههای جهادی در مدیریت شرایط جنگ تحمیلی اخیر چه نقشی داشتند؟
به نظرم در جنگ ۱۲ روزه، یک تجربه مهم در حوزه مدیریت شهروندانی شکل گرفت. پیش از این نیز ظرفیت قابل توجهی در گروههای جهادی وجود داشت، با این حال در این مقطع تلاش شد این ظرفیت به شکل منسجمتری سازماندهی شود.
در واقع، یک حلقه مدیریتی با حضور نیروهای جهادی و نمایندگان شهروندان شکل گرفت تا بتوان از ظرفیت موجود در میدان استفاده کرد. پیش از آن نیز گروههای جهادی از نظر نیروی انسانی و انگیزه، ظرفیت بالایی داشتند، با این حال لازم بود بستر، امکانات و موقعیت لازم برای بهکارگیری این توان فراهم شود.
با ایجاد این بستر، ظرفیت پراکنده گروههای جهادی توانست به یک توان عملیاتی تبدیل شود. به اعتقاد من، گروههای جهادی در آن شرایط نقش قوه محرکه و قدرت عملیاتی میدان را بر عهده داشتند.
البته این اتفاق بدون مدیریت و هماهنگی امکانپذیر نبود. مجموعه مدیریتی شهرداری و افرادی که در اتاق فکر و حلقه تصمیمگیری حضور داشتند، با استفاده از ظرفیت خود شهروندان و گروههای جهادی، زمینه شکلگیری یک مدیریت واحد را فراهم کردند و همین موضوع باعث شد گروههای جهادی بتوانند با سرعت و هماهنگی بیشتری فعالیت کنند.
* مهمترین مطالبه شهروندان آسیبدیده در آن روزها چه بود؟
مهمترین مطالبه شهروندان، رسیدگی به وضعیت زندگی و منازلشان بود. برخی خانوادهها در لحظه اصابت دچار آسیب شده بودند و پس از آن نیز علاوه بر نیازهای فیزیکی، به حمایتهای روحی و روانی نیاز داشتند.

در مرحله نخست، امدادرسانی و کمک به افراد آسیبدیده اهمیت داشت و پس از آن، موضوع ترمیم منازل و بازگرداندن شرایط زندگی به وضعیت عادی مطرح شد.
یکی دیگر از مطالبات جدی شهروندان، خارج کردن وسایل شخصی از زیر آوار بود. برخی خانوادهها بخشی از وسایل و لوازم زندگی خود را در محل حادثه از دست داده بودند یا این وسایل زیر آوار باقی مانده بود و درخواست داشتند در صورت امکان برای خارج کردن آنها کمک شود.
* گروههای جهادی در زمان وقوع حملات و پس از آن چه اقدبا این حالتی انجام دادند؟
در برخی موارد، گروههای جهادی که امکان حضور در محل حادثه را داشتند، بلافاصله پس از اصابت در کنار نیروهای امدادی حاضر شدند. البته حضور آنها تابع شرایط ایمنی و اجازه نیروهای مسئول بود.
در محل حادثه، اعضای گروههای جهادی در کارهایی مانند کمک به نیروهای امدادی برای خارج کردن افراد از زیر آوار، جمعآوری شیشههای شکسته، بازگشایی معابر، پاکسازی محیط و جارو کردن محل حادثه مشارکت میکردند.
این اقدبا این حالت محدود به همان لحظات اولیه نبود و در روزهای بعد نیز ادامه پیدا کرد. حتی هماکنون نیز برخی پروژهها توسط گروههای جهادی در حال انجام است؛ از تعویض و نصب شیشه گرفته تا برخی اقدبا این حالت عمرانی و سازهای برای کمک به خانوادههایی که منازل آنها آسیب دیده است.
بخش دیگری از فعالیتها نیز به افرادی مربوط میشد که به دلیل شرایط جنگی در هتلها و محلهای اسکان موقت مستقر شده بودند. در این بخش، خدمات روانشناختی، مشاورهای و درمانی نیز با مشارکت نیروهای مرتبط ارائه شد.
* به نظر شما مهمترین درسی که جنگ تحمیلی اخیر برای جامعه داشت چه بود؟
به نظر من مهمترین درس این جنگ این بود که هیچگاه نباید آمادگی خودمان را از دست بدهیم و نباید دشمن را دستکم بگیریم.
نباید تصور کنیم چون در روز جاری در شرایط آرامی قرار داریم، این وضعیت برای همیشه ادامه خواهد داشت. تجربه جنگ نشان داد که غفلت و احساس امنیت کاذب میتواند هزینههای سنگینی به همراه داشته باشد.

هم مقامات و هم شهروندان باید همواره هوشیار و آماده باشند. جامعه باید مطالبهگر باقی بماند، ظرفیتهای اجتماعی خود را حفظ کند و برای شرایط مختلف آمادگی داشته باشد.
از سوی دیگر، نباید میدانهای اجتماعی را خالی کنیم. مساجد باید فعال بمانند و مسئولیت اجتماعی نباید فراموش شود. اگر قرار باشد جامعه در زمان بحران بتواند روی پای خودش بایستد، باید از قبل شبکههای شهروندانی و گروههای جهادی فعال و آماده باشند.
«ما زنده به آنیم که آرام نگیریم»؛ از این رو نباید به خواب غفلت برویم. باید تلاش کنیم خودمان را قوی نگه داریم، برای دفاع و مقابله با بحران آماده باشیم و اجازه ندهیم ظرفیتهای شهروندانی و اجتماعی تضعیف شود.
تجربه جنگ اخیر نشان داد که مدیریت بحران تنها به امکانات رسمی و دستگاههای امدادی محدود نمیشود و شبکههای شهروندانی نیز میتوانند در ساعات اولیه و روزهای پس از حادثه، بخشی از بار خدماترسانی را بر دوش بکشند. روایت رابط جهادی شهرداری ناحیه ۳ نیز بر همین ظرفیت تأکید دارد؛ ظرفیتی که از حضور نیروهای داوطلب در محل حادثه آغاز میشود و تا پاکسازی، ترمیم منازل، حمایت روانی و بازگرداندن خانوادهها به شرایط عادی ادامه پیدا میکند.
از نگاه سیدمهدی حسینی، مهمترین ضرورت پس از این تجربه، حفظ همین شبکه شهروندانی در زمان آرامش است؛ چرا که گروههای جهادی اگر در روزهای عادی سازمانیافته، آماده و در ارتباط با شهروندان باشند، در زمان بحران میتوانند به سرعت از یک ظرفیت بالقوه به یک نیروی عملیاتی تبدیل شوند.
دیدگاهتان را بنویسید